از حسین قدیانی بعید نیست که مثل روال همیشگی خود تندروی کند ولی از قوه قضائیه خیلی بعید است به خاطر یک انتقاد (هر چند ناحق) چنین واکنشی انجام دهد.


صبح تا شب در ده ها سایت و روزنامه علیه دولت و شخص احمدی نژاد، انتقاد و اتهام وارد می شود، آیا دولت باید مثل قوه قضائیه اینطور شدید برخورد کند؟

اگر بنا بود دولت مثل قوه قضائیه برخورد کند تا به حال باید 90 درصد سایت ها و روزنامه تعطیل می شد و 90 درصد نویسندگان و روزنامه نگاران در زندان می بودند.

دولت احمدی نژاد آن قدر آرمان و برنامه دارد که خود را درگیر این مسائل کوچک نمی کند. ولی گویی قوه قضائیه نشسته و دائما رصد می کند تا به محض این که کسی به او بگوید بالای چشمت ابروست، یک برخورد قاطع انجام دهد.

دولت به دنبال جراحی اقتصادی است، چون می داند که ریشه بسیاری از مشکلات و انتقادات امروز، ساختار غلط اقتصادی سی ساله حاکم بر کشور است. دولت خوب می داند که اگر فکر خود را مشغول حواشی کند از کار اصلی خود غافل خواهد شد.

خوب می داند که برای انجام یک جراحیِ دردناک باید انتقادهای تند و گاهاً فحش و ناسزای خواص و عوام را تحمل کند.

اما آیا قوه قضائیه مملکت نمی خواهد کمی بیاندیشد و ریشه مشکلات و ناعدالتی های سی ساله را کشف کرده و به دنبال جراحی باشد؟ نمی خواهد خود را درگیر یک اصلاح ساختاری عمیق کند؟ نمی خواهد قوه قضائیه ای متناسب با چشم انداز بیست ساله باشد؟

اگر قوه قضائیه مانند قوه مجریه به شدت مشغول چنین کارهای ساختاری باشد هرگز خود را درگیر حواشی نمی کند. هرگز شأن خود را تا بدین حد پایین نمی آورد. هرگز از انتقاد نمی ترسد.

بنابراین می توانیم به راحتی درک کنیم که ریشه چنین برخوردهای زشتی توسط قوه قضائیه، چیست. قوه قضائیه از روحیه انقلابی فاصله گرفته و به روزمرگی دچار شده است.

بین قوه قضائیه انقلاب با قوه قضائیه انقلابی فاصله ها است. ما نمی گوییم بین دولت انقلاب و دولت انقلابی هیچ فاصله ای نیست ولی این را می فهمیم و می دانیم که دولت دارد با تمام توان خود تلاش می کند تا به دولتی انقلابی نزدیک شود.

ولی متاسفانه چنین تلاشی را در قوه قضائیه نمی بینیم. ثمرات این جمودی نیز چیزی جز برخوردهای جمودانه نیست.

وقتی از ارزش های انقلابی دور می شویم، ارزش هایی دیگر جایگزین می شود که از جمله آنها منفعت گرایی و منیت است.

ما می دانیم که دستگیری سران فتنه به مصلحت نظام نیست، می فهمیم که زندان برای آنها رهایی است و رهایی برای آنها زندان. ولی این مصلحت اندیشی به معنای عدم مطالبه محاکمه سران فتنه نیست.

نباید از جوان انتظار داشت تا مانند یک پیر سیاست مدار، مصلحت اندیشی کند، بلکه جوان باید آرمان گرا باشد
. با این حال نباید در این مسیر هم تندروی داشت و نباید گذاشت تا احساسات بر عقل چیره شود

چنین برخوردی با یک مطالبه (هر چند با زبان تند و دور از انصاف) نشان دهنده وجود منیت و منفعت گرایی شدید در قوه قضائیه است. چنان که در چند ماه اخیر شاهد چندین برخورد از این دست بوده ایم.

این نشان دهنده دوری قوه قضائیه انقلاب از قوه قضائیه انقلابی است.

تا زمانی که ما شاهد تلاش قوه قضائیه انقلاب برای تبدیل به قوه قضائیه انقلابی نباشیم، انتقادها ادامه دارد.

برگرفته از وبلاگ چهارنما